على اصغر ظهيرى
96
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
نوبت من است . « 1 » چادر وصلهدار سلمان فارسى مىگويد : روزى حضرت فاطمه را ديدم كه چادرى وصله دار و سادهاى بر سر داشت ، تعجب كردم و گفتم : عجبا ! دختران پادشاهان ايران و روم بر كرسيهاى طلايى مىنشينند و پارچههاى زر بافت به تن مىكنند ؛ امّا اين دختر رسول خداست كه نه چادرهاى گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاى زيبا ! ! . فاطمه عليها السلام پاسخ داد : يا سَلمانُ ! انَّ اللّهَ ذَخَّرَ لَنا الثِّيابَ وَ الْكَراسِىَّ لِيَوْمٍ آخِرِ . « اى سلمان ! خداى متعال لباسهاى زينتى و تختهاى طلايى را براى ما در روز قيامت ذخيره كرده است . » آنگاه حضرت زهرا عليها السلام خدمت پدر بزرگوار خود رسيد و عرض كرد : يا رَسُولَ اللّهِ ! انَّ سَلْمانَ تَعَجَّبَ مِنْ لِباسِى فَوَالَّذِى بَعَثَكَ بَالْحَقِّ ! ما لِى وَ لِعَلِىٍّ مُنْذُ خَمْسِ سِنِيْنَ الَّا مَسْكُ كَبْشٍ يُعْلِفُ عَلَيْها بِالنَّهارِ بَعِيْرُنا وَ اذا كانَ اللَّيْلُ افْتَرَشْناهُ . « 2 » « اى رسول خدا ! سلمان از سادگى لباس من تعجّب نموده است ، به آن خدايى كه تو را مبعوث نمود سوگند ! مدّت پنج سال است فرش خانهء ما پوست گوسفندى است كه روزها بر روى آن شترمان علف مىخورد و شبها بر روى آن مىخوابيم ، و بالش ما چرمى است كه از ليف خرما پر شده است . »
--> ( 1 ) - دلائل الامامه : ص 49 و عوالم : ج 11 ، ص 205 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 8 ، ص 303 و تفسير برهان ، ج 2 ، ص 346 .